Inside The Greatest Showman، جادویی ترین موزیکال سال

اگرچه فینیاس تیلور بارنوم در طول دوران حرفه ای بسیار پررنگ خود به سیاست، روزنامه و تجارت بخت آزمایی، در میان بسیاری از حرفه های کم و بیش سودمند دیگر وارد شد، اما بی شرمانه خود را اعلام کرد.'یک شومن'حرفه ای، و افزود که «همهتذهیبچیز دیگری از من نخواهد ساخت.»


برای کارگردان، مایکل گریسی، نیرویی که در پشت چشم انداز غول پیکر ازبزرگترین شومن'بارنوم استیو جابز یا جی زی زمان خود بود، امپرساریو اصلی، شومن اصلی.'

بارنوم کار خود را در تجارت نمایشی در سال 1835 آغاز کرد - با تبلیغ بی شرمانه یک هشت ساله افریقایی-آمریکایی نابینا و فلج شدید به عنوان پرستار 161 ساله جورج واشنگتن در بین مردم ساده لوح و پرداخت کننده - و در سال 1891 درگذشت. لابی کرد تا روزنامه ای چند هفته قبل ترحیم او را منتشر کند – تا بتواند آن را بخواند.

چه کسی بهتر از هیو جکمن کاریزماتیک پوچ، این نیروی طبیعت را به تصویر می کشد؟ گریسی می گوید: «این قطعه اشتیاق هیو است. 'او قهرمان این فیلم شد.' این دو هشت سال پیش، زمانی که گریسی مشغول فیلمبرداری یک آگهی تبلیغاتی در ریودوژانیرو با جکمن بود، با هم آشنا شدند. گریسی زمانی برنده پروژه شد که مشتریان تصور کردند که او و جکمن به عنوان هموطنان استرالیایی باید با هم دوست باشند - و در پایان فیلمبرداری با هم دوست بودند. گریسی به خاطر می‌آورد: «ما خلاقانه کلیک کردیم، تا جایی که جکمن به آنها پیشنهاد ساخت فیلمی با هم داد.

گریسی با عصبانیت خاطرنشان می کند: «در سرخوشی یک مهمانی پیچیده، همه افراد مشهور این را می گویند.» چند ماه بعد، جکمن واقعاً برای پیگیری قولش تماس گرفت.


همانطور که جکمن توضیح می دهد، اگرچه بارنوم در یک خانواده کشاورز معمولی در بتل، کانکتیکات به دنیا آمد، جاه طلبی و استعداد او 'به تولد آمریکای امروزی منجر شد'، همانطور که جکمن توضیح می دهد: 'این ایده که شما می توانید همان چیزی باشید که می خواهید باشید. مهم نیست کجا به دنیا آمده اید یا در چه مدرسه ای رفته اید. و بارنوم از تخیل فراوان و جهنم اراده بسیار و روحیه ترکیبی استفاده کرد.

جکمن می‌گوید بارنوم همچنین «در اختراع کسب‌وکار نمایشی سهیم بود» و ایده ستاره‌ی بزرگ مدرن را در قالب سوپرانوی جذاب جنی لیند، «بلبل سوئدی» خلق کرد، که خدماتش را برای کنسرت 1000 دلاری دریافت کرد. 93 اجراهای فروش رفته. غرایز تبلیغاتی بارنوم تضمین می کرد که لیند حتی قبل از اینکه در سال 1850 در سواحل آمریکا فرود بیاید، یک سلبریتی بود: تخمین زده می شود 30000 هوادار برای استقبال از او در اسکله جمع شده بودند. لیند مقدس - زنی که طبق گزارشات بارنوم می‌گوید، «اگر صدای یک کلاغ را داشت، مورد تحسین قرار می‌گرفت» - از درآمد خود برای تأمین مالی پروژه‌های خیریه استفاده می‌کرد. اما اینشومنلیند با بازی ربکا فرگوسن شخصیت پیچیده تری است و فرگوسن به رابطه پیچیده حرفه ای و عاشقانه خواننده با بارنوم در فیلم رنگ و بوی دیگری می بخشد. (همسر بارنوم، چاریتی، توسط میشل ویلیامز با پای ناوگان و با صدای شیرین به تصویر کشیده شده است.) یک عاشقانه موازی، که مجموعه متفاوتی از تابوها را به چالش می کشد، توسط زک افرون، به عنوان دستیار بارنوم، و فردی جذاب و صورتی شکل می گیرد. هنرمند ذوزنقه مو با بازی Zendaya. گریسی می گوید: «آن دختر معامله واقعی است. 'او یک سوپراستار مطلق خواهد شد.' جکمن که با خجالت اعتراف می کند که دخترش با زندایا هماهنگ شده است، او را «یکی از باورنکردنی ترین جوانانی که تا به حال ملاقات کرده ام» می نامد.


در همین حال، افرون چندین سال قبل از شروع رسمی پروژه در یک جلسه عمومی با گریسی ملاقات کرد و با هم دوست باقی ماندند. این بازیگر در ترافیک نشسته بود که گریسی با او تماس گرفت و به او گفت که فکر می‌کند بالاخره نقشی برای او دارد. او به خاطر می‌آورد: «می‌خواستم 405 را سوار کنم و از ماشین پیاده شوم و برقصم»، و در فیلم او دقیقاً این کار را با سبک آستری انجام می‌دهد.

افرون اشاره می کند که شخصیت تنگ نظر او 'بر اساس قوانین زندگی می کرد'. با این حال، زمانی که با بارنوم و سپس مجری سیرک زندایا - در یک لحظه برق‌آمیز حرکت آهسته - ملاقات می‌کند، زندگی‌اش دگرگون می‌شود و او «نوعی رضایت را تجربه می‌کند که پولی نیست، به وضعیت مرتبط نیست و نمی‌تواند باشد. به شما تحویل داده شد. این شادی درونی است.»


بزرگترین شومن هیو جکمن ووگ شماره سپتامبر 2017

در نوسان کاملعاشقانه‌ای بین یک هنرمند ذوزنقه‌ای صورتی با نقش آفرینی زندایا و زک افرون در نقش شاگرد پی‌تی بارنوم شکل می‌گیرد. همان‌طور که افرون توضیح می‌دهد، ملاقات بامزه، فوراً شخصیت او را با 'شادی درونی' تحت تأثیر قرار داد. عکاس آنی لیبوویتز،ووگ، سپتامبر 2017

در کیک صورت شما

وقتی گریسی کودک بود، مادرش، لورندا، او و خواهر و برادرهای دیوانه اش را به هر موزیکال که به شهر ملبورن می آمد می برد. خانم گریسی حتی یک اتاق یدکی داشت که افراد نمایشی در آنجا می توانستند اقامت کنند. پسرش به یاد می آورد: «این یک افسانه شهری بود، اقامت رایگان و یک غذای گرم در انتظار شما!» شب‌های خانوادگی گریسی اغلب به خواندن آهنگ‌های نمایشی سپری می‌شد.

او می‌گوید، اما تلاش برای اجرای یک موزیکال در فضای سینمایی فرانچایز محور «یک کار احمقانه» بود. جکمن توضیح می‌دهد: «بخش بزرگی از تماشاگران سینما هستند که به یک موزیکال نمی‌روند، بنابراین عصبی هستند. «و ما در انتهای بودجه بودیم - منظورم این است که اینطور استنوار; تو باید از اوج باشی!»

اما پس از هفت سال و صدها یا بیشتر، گریسی شرکای مشتاقی را در فاکس قرن بیستم پیدا کرد و جستجو برای ترانه‌سرا ادامه داشت. بسیاری از نام‌های خیمه شب بازی مورد توجه قرار گرفتند، اما اتفاقاً بنج پاسک و جاستین پل، تازه از موسیقی یکپارچه‌سازی‌شده لذت‌بخش خود که نامزد تونی برای اقتباس برادوی در سال 2012 شده بودند، بودند.یک داستان کریسمس، به لس آنجلس عقب نشینی کرده بود تا روی آهنگ های موزیکال آینده خود کار کندایوان هانسن عزیز. زمانی که در آنجا بودند، آنها با گریسی ملاقات کردند و این زوج مجذوب داستان سرایی او شدند. پل که در نزدیکی موزه بارنوم در کانکتیکات بزرگ شد و اخیراً یک پروژه کلاسی را در امپرساریو در زیرزمین والدینش پیدا کرده است، می‌گوید: «او می‌تواند شما را به شیوه‌ای زیبا بفروشد. او داستانی را به ما گفت که می‌خواست بسازد - و اینکه چرا این یک موزیکال است. نویسندگان قبل از اینکه گریسی چند روز بعد به لندن برود، برای کار روی دو آهنگ به خانه دویدند.


کارگردان متقاعد شده بود و برای کمک به مشارکت این استعدادهای نوپا، به مدیران استودیو گفت که پاسک و پل «به تازگی برنده جایزه تونی شده‌اند». دروغ سفید کوچک گریسی پیشگویی بود: آنها متعاقباً نه تنها جایزه تونی را بردند (برایایوان هانسن عزیز) اما یک گلدن گلوب و یک جایزه اسکار نیز (برایلا لا لند). افرون می گوید: 'ایده مایکل این بود که مواد موسیقی به اندازه خود فیلمنامه ارزشمند و قابل تامل باشد.'

گریسی خاطرنشان می کند: «موسیقی ترکیبی از تئاتر موزیکال و پاپ است، و طراحی رقص عناصر معاصر و کلاسیک را در هم می آمیزد،» و او می خواست زیبایی شناسی فیلم منعکس کننده آن باشد. برای این منظور، او با طراح تولید ناتان کرولی، استاد نورپردازی سیموس مک گاروی و طراح لباس الن میروونیک برای خلق ظاهری پاپ استیمپانک که به دوره خاصی وفادار نبود، کار کرد. کراولی اشتیاق بارنوم را به فناوری و معماری نوآورانه عصر خود هدایت کرد: قطار مرتفع، آزمایش‌های اولیه نیکولا تسلا با نورپردازی بی‌سیم، ساختار بزرگ شیشه‌ای و آهنی قصر کریستال. سنتی،انتظارات بزرگکراولی می‌گوید: خیابان‌های دوره قهوه‌ای به دلیل «ترکیب‌های رنگی مدرن» که «شکاف بین موزیکال تخیلی ما» و دوره بارنوم را پر می‌کرد، رها شدند.

من در یک انبار سر به فلک کشیده بروکلین که قسمت هایی از فیلم در آنجا فیلمبرداری می شد، این ترکیب واضح را برای خودم تجربه کردم. در مناطق مختلف، ساختار دهه 1940 به طور معجزه آسایی به موزه شگفتی های بارنوم تبدیل شده بود: یک واگن راه آهن مجلل، یک میخانه خاطره انگیز، یک خوابگاه مدرسه دخترانه، و حتی یک منظره کوچک شهری منهتن قدیمی. در سایه‌ها، دیوارهای آجری با پوسترهای پررنگی پوشانده شده بودند که شگفتی‌های درون را اعلام می‌کردند (و با بازیگوشی نام بازیگران و اعضای گروه را تبلیغ می‌کردند). حتی کیف های آرایش نیز در بسته بندی هایی به ظاهر ویکتوریایی بسته بندی شده بودند.

روز ملی دوست پسر

همانطور که میروژنیک به یاد می‌آورد، گریسی به طور مشابه از او خواست تا اصالت تاریخی محدود را نادیده بگیرد و در عوض لباس‌هایی با «سرمایه یک سرمقاله مد عالی» بسازد. میروژنیک 'می‌خواست آن را با موسیقی مدرن افسانه‌ای هماهنگ کند - زندایا موهای صورتی دارد، به خاطر خدا!' برای کمک به ایجاد این، میروژنیک از کمک استاد خیاط بیرتا گابور در بوداپست و قطعاتی از مارکسا، ریم آکرا و حتی مغازه عروس کلاینفلد استفاده کرد. و با بسیاری از لباس‌فروشی‌های بزرگ برادوی که با تولیدات حماسی (از جملهسلام عزیزم!)، طراحان دیگر سخاوتمندانه وارد صحنه شدند.

زمان‌بندی تمرین‌ها دو برابر بیشتر از بسیاری از فیلم‌برداری‌ها طولانی‌تر بود، بنابراین، گریسی توضیح می‌دهد که «برای همه کسانی که درگیر بودند، این به یک پروژه پرشور تبدیل شد». بعد از شب انتخابات، فیلم به طرز ماهرانه ای تغییر کرد. جکمن می گوید: «این فیلم به عنوان یک فیلم درباره قدرت تخیل و اراده شروع شد و هرگز از رویاهای خود دست نکشید. 'این به این ایده عمیق تر تبدیل شد که آنچه شما را متفاوت می کند شما را خاص می کند.' گریسی می افزاید: «ساختن فیلمی درباره فراگیر بودن و پذیرش، یک امتیاز باورنکردنی است.

یک آهنگ سرود - 'This Is Me' - به انتقال این پیام کمک می کند. همانطور که پاسک و پل به یاد می آورند، شروع شد به عنوان 'کمی شیطون' با همراهی بانجو توسط 'عجیب'، قبیله غیر متعارف اجراکنندگان بارنوم. گریسی تا حدودی در فرآیند تولید، ترانه سرایان را گیج کرد و به آنها گفت که می‌خواهد این آهنگ را به آهنگ تعیین‌کننده فیلم تبدیل کند - آهنگی خشن و در عین حال آسیب‌پذیر که توسط کیالا ستل، ستاره برادوی، زن ریشو اجرا می‌شود. جکمن به یاد می‌آورد: «او کمی ویسکی داشت» درست قبل از اجرای آن برای تست. سپس 'با اشک روی صورتش اجرا کرد.' من دیدم که Settle بارها و بارها آهنگ را ارائه می دهد (گریسی معتقد است که آن را درست انجام می دهد)، سقف را روی مجموعه در آن انبار سر به فلک کشیده بروکلین بالا می برد.

برای اعضای بازیگران و خدمه، این لحظات تایید کننده در نقاط مختلف اتفاق افتاد. میروژنیک که زمان محدودی برای آماده شدن داشت، متوجه شد که «با همان سرعت فیلمبرداری در حال حرکت است». این یک فرآیند الهام‌بخش بود، و اگرچه من هرگز قبلاً این موانع را نداشتم که بتوانم از آن عبور کنم، اما آنها واقعاً آزاد بودند.»

موفقیت Mirojnick زمانی اتفاق افتاد که جکمن برای اولین بار لباس استاد حلقه خود را که توسط خیاط استاد D. Barak Stribling ساخته شده بود، امتحان کرد. او به یاد می آورد: «او تبدیل به شخصیت شد. افرون می افزاید: «او یک نیروی غیرقابل توقف است. بنابراین وقتی این اشتیاق را با مایکل گریسی مخلوط می کنید، جادو شروع می شود.

در این داستان: طراحی گریم: Nicki Ledermann; طراحی مو: جری پوپولیس. طراح رقص، اشلی والن. هماهنگ کننده سیرک / طراح رقص: Mathieu Leopold; هماهنگ کننده شیرین کاری: ویکتور پاگویا. گفر/نورپردازی: اندی دی.

هیو جکمن، جاش گروبان، بن پلات، آیدینا منزل و موارد دیگر را در مورد شرم‌آورترین آزمودنی‌های موسیقی تماشا کنید: